خنده ها و اخم های هانی (دوسال و یک ماه )
مامان بترس حالا بخند وای که از خجالت آب شدم مامان کی اومدی توی حموم کی این عکسها رو گرفتی بقیه عکسها توی ادامه مطلبه تازه مامان بترس حالا بخند بازم بترس حالا بخند هر بار که من این اداها رو در میارم مامانی مجبوره که بترسه و به جاش بخنده نه دیگه این ده تن هم گنجایش منو نداره و باید عوضش کنم ببینم این شکلی میشه سوار شد فایده نداره باید ماشینمو عوض کتم خاله شیدا عاشقتم وقتایی که خاله شیدا کنارمه من اون روز این شکلیم خاله شیدا کلاس اول دبستانه و روزای تعطیل میاد خون...
نویسنده :
از زبان هاني
20:50











